به افتخار...

به افتخار یک شب خوابیدن برای بیشتر از 5 ساعت بعد از 5 شب نخوابیدن...

به افتخار اولین صدای پسرک که: مامان بیا این بار فقط ج.ی.ش دارم!!! و درست گفت...

به افتخار 5 ساعت متوالی بدون ناله پسرکم که: مامان دلم خیلی درده، مامان پس کی منو خوب می کنه؟ و ...

به افتخار صدای ماشین بازی تنهای پسرکم بعد از یک هفته...

به افتخار صدای خنده پسرکی که در سه روز اول یک کیلو و نیم وزن کم کرد (آمار بقیه اش دستم نیست!!) ولی حالا می خندد...

به افتخار پسرکی که وسط مریضی هم سراغ ماشین اقوام را می گرفت وقتی برای احوالپرسیش زنگ می زدن و توصیه می کرد که: چراغ عقب سمت چپ ماشینتو حتماً چسب بزن، کلاً شکسته بود!! یا چرخهای پژو پارس به ماشینت بسته بودی ها! برو چرخهای 405 ببند!! یا آینه بغل ماشینت بدجوری شکسته بود درستش کردی؟

به افتخار پیروزی بر میکروب دیگری که این یکی واقعاً اذیتمان کرد و سخت ترین تجربه 37 ماه گذشته زندگیم شد...

و به امید سلامتی همه جوجه ها و نجات از فصل گرمای آلوده بدون بیماری دیگری...

   + گل - ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢