من و تنهایی...

دیروز عصر پدر و پسر خونه بودن و من بعد اداره رفتم برا خودم آرایشگاه... به یاد ایام بسیار خوشی از زندگیم موهام رو کوتاه کردم چه کوتاه کردنی... از اون کوتاهی ها که هیچ اسمی غیر از مدل پسرونه نداره!! الان خانواده سه نفری ما همه یه مدل مو دارن! می خواستیم تفاهم زیاد شه!! بعد از آرایشگاه هم سر راه برا خودم از اون هله هوله های خیلی مضر که اصلا امکان خوردنش جلو بچه نیست خریدم و خوردم و بعدترش با روحیه ساعت 6 بامداد حدود ساعت 8 شب به آغوش خانواده برگشتم.

از دیشب تا حالا باد خوردن گردنم آنچنان کیفی بهم میده که در وصف نگنجد!!!نیشخند

   + گل - ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠