من و یه کار بد دیگه!!

میشینم تو یه جمعی از چند تا از دوستان. با یکی از اون آدمها درباره چند تا از آشنای مشترک حرف میزنم اون هم نه حرفهای خوشایند. خیلی کار بدیه، خیلی خیلی خیلی.

خیلی روی خودم کار کردم که این کار رو کنار بگذارم ولی امروز مچ خودم رو خوب گرفتم که چندان موفق نبودم. از دست خودم عصبانی و ناراحت هستم. دارم تلاش می کنم اخلاق خودم رو قبل از اینکه پسرم ازم خیلی چیزها رو یاد بگیره اصلاح کنم و اونهایی که می دونم غلط هستند و عوض کنم. کاش روش جبرانی بود. چیزی شبیه undo!!

   + گل - ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠