آشپزی به قصد آرامش...

یکی از غذاهایی که در دوران مجردیم از خودم در آوردم و خیلی دوست داشتم یک مخلوطی بود از بادمجان، گوشت و پنیر پیتزا!! اینجوری که بادمجونهای سرخ شده رو حسابی می پزیم، بعد روش یک لایه پنیر پیتزا می ریزیم، بعد یک لایه گوشت سرخ کرده و در نهایت همه یک لایه پنیر پیتزای اضافه و معجون حاضر را می گذاریم جا بیافتد!!!

بعد از ازدواج با شازده کوجولویی که از غذای چرب خوشش نمیاد، به بادمجان حساسیت دارد و پنیر پیتزا را هم دوست ندارد، این غذا را شاید کلا یک یا دوبار در چند سال گذشته پخته باشم! امروز خیلی حال خوبی نداشتم، عصبی و بداخلاق، دیشب خیلی بد خوابیدم، و حسابی بدعنق بیدار شدم، عوضش شبی برای خودم این غذا رو پختم، به عنوان جایزه برای داد و بیداد و غر زدن به آدمهای جورواجور و عملا دعوا کردن با یکی از بندگان خدا (اونم برای دو نوبت)!!!! بدترین قسمت داستان اینه که هنوزم احساس بهتری ندارم...

   + گل - ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩۱