اولین های تازه...

یه مدتی از زندگی ما پر بود از همه اولین های جوجه... یه مدتی خلوت تر شده بود. ولی حالا بازهم اولین داریم.

- یه بازی ساده و خیلی کوتاه از اینترنت برا جوجه دانلود کردم، و دو سه روز قبل فسقلی برای اولین بار بازی کامپیوتری رو امتحان کرد.

- امروز از جوجه پرسیدم: مامان موهاشو چه رنگی کنه که خوشگل بشه؟

یه کمی فکر کرده و میگه: آبی... قشنگ میشه...

- و بالاخره بعد از مدتها انتظار، تقسیم کردن و بخشیدن هم وارد اخلاقیات فسقلی شده... چند روز قبل، براش یک برگ برچسب ماشین که خیلی دوست داره، آوردم و رفت دفتر برچسب ها رو آورد، بعد من رو صدا زده که بیام پیشش و میگه: میذارم تو هم از برچسب ها بچسبونی... دیروز عصر هم بدون اینکه درخواست کنم منو تو پاستیلهاش شریک کرد... و پسرک همچنان بزرگ می شود...

   + گل - ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۱