آشفتگی...

همه میگن ذهن آشفته و محیط اطراف آشفته به هم مربوط هستند. نمی دونم وقتی خونه نامرتبه باعث میشه که ذهن آدم هم به هم بریزه یا ذهن آشفته انرژی مرتب کردن خونه برای آدم نمی  ذاره ولی در هر صورت فعلا خونه ما به شدت درهم برهم است. به حدی از بهم ریختگی رسیده ایم که واقعا از کنترلم خارج شده.

روزی یه کیسه زباله میگذاریم بیرون و ماشین لباسشویی بیچاره هیچ روزی آرامش نداره ولی سبد رخت چرک همچنان پره و آشغالها هم تمامی ندارند. نمی دونم این خانواده دو نفر و نصفی چه توانایی در تولید زباله و کثیف کردن لباس دارند؟

به شدت خسته ام. بیشتر از بدنی از لحاظ روحی خسته ام. بدنم عادت کرده به 5 ساعت خواب در شبانه روز و 21 ساعت دویدن و کار کردن ولی ذهنم عادت نکرده به مداوم درگیر بودن، فکر کردن، حساب کردن، سرویس دادن، حرص خوردن و نگران بودن. مرز تحریک اعصابم به شدت پایین آمده با موضوعات ساده ای به هم میریزم. نمی توانم اوضاع را کنترل کنم.

مدتهاست که آرامش من مشروط شده به تمام شدن فلان کار، رخداد فلان اتفاق، رسیدن به آن ددلاین، رفتن به اون سفر و ... و همیشه چیز دیگری هست. خیلی وقت است دارم با خودم تلاش می کنم در همین لحظه حسی از آرامش را پیدا کنم ولی موفق نمی شوم.

چند سال قبل سابقه یک دوره به هم ریختگی کامل ذهنی رو داشتم آن زمان چند تا دوست خوب دوره ای کنارم بودند، کمکم کردند و من رو از آدمی در وضعیت بسیار اسفناک رسودند به آدمی که برای آینده اش برنامه ریزی می کرد ولی واقعاً سخته که تنها آشنایان نزدیکت در شعاع 1000 کیلومتری همسرت و پسر دوساله ات باشند، واقعاً سخته.

   + گل - ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱