ما و شراکت پسرم در کارهای خانه...

پسرک وارد همه کارهای من شده است و من همیشه گفته ام که ممنون داری به من کمک می کنی...

ممنون داری کمک می کنی ظرف بشورم!!! (نصف آشپزخونه خیس شده!!)

ممنون کمک کردی دسر درست کنم!! (همه آشپزخونه چسبناک شده و باید شسته شود)

ممنون کمک کردی جارو کنم!! (بعدا که خوابیدی باید همه جاهای مانده را با جارو دستی تمیز کنم!)

و...

دیروز که به خاطر آلودگی هوا خانه بودیم با جوجه خان کیک درست کردیم. همه آشپزخانه را آرد پاش کرد و روغن مالی کرد و ... خلاصه هرکار خواست کرد و نهایتاً خسته که شد دادش در آمد که:

مامان خسته شدم؛ چه قدر کارهای خودتو می دی من انجام بدم!!! پسرک که از آشپزخانه بیرون می رفت همه لباسهاش رو در آوردم که خانه را خراب نکند و با خودم فکر کردم واقعا شریک کردن جوجه در همه کارها فوایدش بیشتر است یا مضراتش؟

یک بخشی از شریک شدن هایش به خاطر زمان کمی بود که با هم داشتیم و بخشی همه به خاطر لذتی که جوجه از انجام دادن کارهای متفاوت می برد. هنوز هم مادرهای زیادی را در اطرافم میبینم که آشپزخانه محل امن خودشان است و به خیلی از کارهای بچه می گویند: نه!!! وقتی برای بازی با کودک نمی گذراند و بچه هایشان همه به نظر شاد و آرام هستند.

اینها را که می بینم با خودم می گویم شاید چند سال بعد متوجه بشم این کارم ایراد داشته. زمانی که نمی دانم کی برسد.

   + گل - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢