نبوغ کودکانه...

به نظرم کاملاً عادی و یا تا حدی ضروری است که پدر و مادر هر کودکی فرزند خودشون رو باهوش با استعداد و توانا بدانند؛ از این نظر که باور پدر و مادر در ایجاد اعتماد به نفس در کودک اهمیت خیلی بالایی دارد.

من هم از این قاعده مستثنی نیستم. ضعفهای پسرم را می دانم ولی با این حال بارها وبارها بهش می گم که چقدر پسر توانا, قهرمان, باهوش, با دقت و... هست. ولی مرز باریکی است بین اینکه به آن اندازه از هوش و استعداد که بچه ات دارد باور داشته باشی و اینکه فرزندت را نابغه ای بدانی که در هر مقوله ای استعداد خاص و سرآمدی دارد!! و تازه به زجری که این تفکر به فرزندت میدهد هم اکتفا نکنی و این موضوع را به روشهای متفاوت (از وادار کردن کودک به اجرای نمایشهای متفاوت از قبیل شعر خواندن و جمع و ضرب کردن و... در جمع تا داستان گفتن اندرباب توانایی های خارق العاده جوجه سه ساله ات در مهمانی!!) حالی اطرافیانت کنی.

من خیلی تلاش می کنم که در تله دومی نیافتم. خیلی از کارهایی که پسرم می تواند انجام دهد و برای من بامزه و خاص است را تعریف نمی کنم چون بارها برایم پیش آمده که مادری با چشمان برق زن درباره یکی از فتوحات فرزندش برایم صحبت کرده و من یادم بوده که جوجه من هم مشابه آن کار را انجام داده و می دهد و خیلی چیز عجیب و غریبی رخ نداده! و کلاً خیلی از کارهایی که خیلی از بچه ها انجام میدهند و خیلی از تواناییهایشان مشابه است.

مطمئنم که هر بچه ای در زمینه ای استعداد دارد و فکر می کنم وظیفه من به عنوان مادر این است که کمکش کنم آن استعداد خاص را پیدا کند (اگر بشود!) و در کنارش و مهمتر از آن انتظار نداشته باشم در همه زمینه هایی که من دوست دارم سرآمد باشد.

این روضه ها را خواندم که بگم پدر یکی از بچه های همکلاسی جوجه در کلاس موسیقی بدجوری به نبوغ موسیقی کودکش اطمینان دارد و این را بدجوری حالی بقیه مادر و پدرهایی که پشت در کلاس می نشینند کرده است. آنقدر بدجوری که من هم مجبور شدم این کلمه را دوبار استفاده کنم و هم عمیقاً از اینکه کلاس به علت زیاد شدن تعداد بچه ها نصف شد و اون بچه از ساعت کلاس پسرک خارج شد و من دیگه برخوردهای خاص جناب پدرش را نمی بینم خوشحال شدم!!

پی نوشت: خدا همه رفتگان را بیامرزد. پدر من از آن مدلها بود که استعدادی را که فکر میکرد من دارم در هر جایی بیان می کرد. امتحان استانی که نمره اول میشدم را اگر می شد به رسانه استانی اطلاع رسانی می کرد و... و واقعیت اینه که من همیشه از این رفتارش معذب بودم. شاید برای همین است که وقتی از تواناییهای کودکم می خواهم صحبت کنم اول ازش اجازه میگیرم و چیزی را که بگوید نگو, به هیچ کس نمی گویم حتی در غیابش.

   + گل - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳