آرزو و دیگر هیچ...

با پسرم در حال بازی یک ورژن خاص اسم بازی هستیم!! یک حرفی او تعیین می کند و ما چیزهایی را اسم می بریم که با آن حرف شروع می شود. میگوید: آ

من: آرزو

- مثل اون دوست من؟

- آره. حالا شما بگو

-آرزو

- من که گفته بودم

- نه؛ منظور من اون آرزوی دوستم نبود؛ اون آرزویی بود که تو ذهنمونه؛ بهش فکر میکنیم.

من نمی دونم بچه ها این مفاهیم انتزاعی رو چه جوری حلاجی می کنن!!!

پی نوشت: جوجه دوست دارم بلزش را بگذارد جلوش و یک شعری که دوست دارد بخواند و خیلی نا مرتبط با آواز، با مضراب روی سازش بکوبد!!! بار اول خیلی برایم جالب بود که بین ساز و آواز ارتباط برقرار کرده و کلی تشویق نمودم ولی حالا مانده ام در ادامه اجراهای دراماتیک استاد!! چه واکنشی داشته باشم!!

   + گل - ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳