چیزی که عوض داره...

چشم دوخته به تلویزیون به بچه غذا می دادم و توی دلم گفتم سالی یک بار عدم توجه کامل به کودک مشکلی ایجاد نمی کند. پسرک وسطهای غدا گفت: مامان منو ببین. منم گفتم عزیزم نگاهم به تلویزیونه ولی حواسم به شما هم هست. خیلی دوست دارم ولی بازی تیم کشورمونه و...

فردا عصر:

پسرک: مامان بیا یه کم بغل هم بشینیم

من: چشم عزیزم. پسرک نشست بغل من و مشغول شد به دیدن برنامه اش.

10 دقیقه بعد:

من: عزیزم شما که داری تلویزیون می بینی بشین روی مبل من برم ظرفها رو بشورم.

جوجه: من تلویزیون میبینم ولی متوجه تو هم هستم. تو پیشم بمون!!!

پس کله دوست داشتنیش رو بوسیدم و موندیم بغل هم از یک برنامه خیلی الکی لذت بردیم!!!

   + گل - ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ تیر ۱۳٩۳