تراوشات فکری

تازگیها با خودم فکر می کنم, حس خوشبختی وقتی میاد که هر کدوم از بخشهای روحت تغذیه شده باشد.

حس زنانه ات با داشتن مردی که دوستت دارد و حتی وقتی بعد از زایمان هیچ وقت به شرایط قبلی بدنی نرسیده ای همچنان تحسینت می کند, به مدل موهایت دقت می کند و درباره لباس جدیدت مشتاقانه اظهار نظر می کند

حس مادرانه ات با داشتن بچه ای که با ولع به آغوشت میاید و آغوشت را با هیچ چیز در دنیا عوض نمی کند

حس دخترانه ات با مادری که همیشه و هر وقت بتوانی درباره هر چیزی باهاش صحبت کنی

حس خواهرانه ات با خواهری که همیشه دورادور حواست بهش باشد و حواسش بهت باشد و آماده باش لحظه های بحرانی هم باشید

حس جوانیت با دوستان دوران مجردی که هر از چند گاهی دور هم بنشینی و بی خیال از مشکلات زندگی بگی و بخندی

و....

مسلماً وقتهایی هست که با همسرت بحث می کنی, بچه روی اعصابت است؛ مادر زبانت را نمی فهمد؛ آن وقتی که دلت می خواهد پیش خواهرت نیستی و چندتایی از دوستان خیلی صمیمی سالهاست که خبری ازشان نیست ولی هنوز حس خوشبختی هست.

پی نوشت: غلط یا درست, من هنوز معتقدم در صورتی که اصول خوشبختی را بدانی و فراموش نکنی با افزایش درآمد مالی راحت تر و خوش تر خواهی بود.

   + گل - ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳