سوناتا و داستانهای دیگر...

در پی علاقه مندی دوره ای به انواع اتومبیل؛ ماشین محبوب فعلی جوجه سوناتاست... شیفته این ماشین شده و حالا مدام در خیابان دنبال انواع مختلفش می گرده.

چند روز قبل که باهم در ماشین بودیم:

- مامان سوناتا واقعا ماشین خوش تیپیه!!

- آره عزیزم ماشین قشنگیه قبول دارم. ما برای آدما معمولا می گیم خوش تیپ نه ماشینها.

- میدونم ولی سوناتا واقعاً خوش تیپه! سر و وضعش سرجاشه!!!مثلا صندوق عقبش و... همه چیزش درسته!!!

پی نوشت: یه خبری می خوام بدم به مدیریت شرکت هیوندایی بگم صلاحیت طراحانشون توسط شازده ما تایید شد!!!

پی نوشت 2: در راستای تلاش برای کمتر داد و دعوا کردن, تصمیم گرفته بودم که هر وقت خیلی از دست پسرم عصبانی شدم ساکت بمونم و چند دقیقه باهاش صحبت نکنم. این موضوع رو هم براش توضیح داده بودم. دیروز بعد اینکه منو عصبانی کرده و من مثل قبل ساکت شدم ناگهان وسط گریه هاش میگه: اینکه حرف نمیزنی مثل دعوا کردنه اصلا از اونم بدتره. اینجوری یعنی دیگه دوستم نداری که باهام حرف هم نمیزنی...

و من بازهم فهمیدم که آنچه برای من راه حله ممکنه خودش آغاز مشکل بزرگتری برای ذهن جوجه ام باشه!!!

پی پی نوشت 2: اول موضوع پی نوشت دوم اصل پست بود؛ ولی بعد دیدم براساس نظر پسرم اصل موضوع ماشینه!! برای همین جای متن و پی نوشت تغییر کرد!!

   + گل - ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳