ما و مریضی و مادرانگی...

یک هفته قبل مریض شدم اساسی... دفعه قبل که اینجوری مریض شده بودم پسرکم شاید دو ساله و خورده ای بود.

اینبار که مریض شدم، اوضاع به همان سختی دو سال قبل بود شاید هم کمی سخت تر. بعد من هی با خودم فکر کردم یعنی بزرگ شدن بچه به اندازه دو سال نباید هیچ تاثیری در میزان درگیری والدین داشته باشد، آیا؟

بعد به این فکر کردم شاید اشکال از منه. شاید به اندازه کافی به پسرک متکی بودن به خودش را یاد نداده ام، شاید زیاد سرویس داده ام و شاید بچه را بیش از اندازه به خودم وابسته کردم.

یک هفته گذشت، مریضی خوب شد، و من همه آن داستانها را فراموش کردم و مثل قبل با بچه ام رفتار می کنم!!!!!!!!

   + گل - ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۳