یک سال بعد...

-پدر و پسر در حال بازی هستند حول موضوع گاو و شیر و... آمده میگه مامان یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ گفتم نه! گفت میشه تو جای گاوه باشی؟؟منم شدم گاو بازی.بعد یه مدت از بازی از منم سوال میپرسه منم ماما کردم.میگه خوب حرف بزن.گفتم نمیشه هم گاو باشم هم حرف بزنم که!!میگه اگه گاو من باشی میشه!!

-پسر خسته ام روی مبل خواب رفت بیدارش کردم که دستشویی بره تو دستشویی میگه حالا که بیدارم کردی باید مسواک و نخ دندونم بکنم؟ گفتم میزنی؟ میگه شماچه جور صلاح میدونی؟؟؟ هیچی دیگه فرستادمش بدون مسواک و نخ دندون بخوابه دیگه!!بچه چند سالی یه بار اینجوری هندونه زیر بغل مامانش میزاره آخه...

بچه بزرگتر شده و خیلی وقته به اصطلاح جوجه پیله میکنه که نگو و من بزرگ شدم ولی همه اینها معنیش این نیست که دیگه کار جالبی نداره یا حرف عجیبی نمیزنه فقط آمدیم به شهر مادری و من تنبل تر شده ام...

   + گل - ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٤