یک تجربه خاص

امروز ظهر که بعد از راهپیمایی صبح سعی می کردم پسرک رو بخوابونم و او هم بد خلقی می کرد و نمی خوابید، نمی دونم چرا یک دفعه یاد شعری افتادم که در دوران بارداری برای پسرم ساخته بودم و برایش زمزمه می کردم اوایل دنیا اومدنش هم شعر رو می خوندم ولی بعد فراموشش کرده بودم انیگار، اونو خوندم و پسرک ناگهان آرام گرفت! لبخند زد و همراه با قسمتهای مختلف شعر شروع کرد به خندیدن و در نهایت هم با همان شعر خواب رفت!!!

شاید واقعا از دوران جنینی صدای من و ریتم این شعر رو به یاد داشته است! شاید هم یک اتفاق ساده بوده. از دوران بارداری که مطالعه می کردم خیلی از این تئوریهای مربوط به ارتباط با جنین و آموزش او را خوانده ام ولی تا حالا امتحانش رو اینجوری پس نداده بود.

   + گل - ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩