سفر طولانی ما!

حدود سه هفته ای غیبت داشتیم، دلیلش یه سفر از پیش تعیین شده بود که مدتش خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کردیم طول کشید. برای عمل چشم مادرم رفته بودم ولایت، عمل خوب انجام شد ولی دوره نقاهتشون طولانی شد و من و جوجه موندیم که از ماجان (من مادرم رو اینطوری خطاب می کنم) پرستاری کنیم.

داستانی داشت این سفر، پسرک در طی این دو هفته خیلی چیزهای جدید یاد گرفت و شلوغ شدن دور و برش هم لذت برد و هم گاهی واقعا کلافه شد.

کار من هم در این مدت خیلی زیاد تر شد ولی خیلی خوشحالم که نتیجه داد و وقتی مادرم رو ترک کردم حالشون خیلی بهتر بود.

از همه دوستانی که تو این مدت بهمون سر زدن واقعا ممنون،‌ امروز حتما به همه سر می زنم.

   + گل - ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩