مازوخیسم حاد!

گاهی توی خیالم با یکی حرف می زنم، یک آشنا، کسی که می شناسمش، یا یه چیزی می گه که شاید مشابهش رو تو واقعیت بارها شنیدم و چیزی نگفتم، یا یه چیزی که من حس می کنم که تو فکرش هست و هیچ وقت نگفته رو تو خیال من می گه و توی همون گفتگوی خیالی دعوامون میشه!! بعد که این مذاکره یه کمی طول می کشه، من اعصابم هم خورد می شه و مثلا همون وقت شازده کوچولوی بیچاره هم از راه می رسه و می پرسه چرا این قدر پکری؟ و من می مونم و توضیحی که ندارم!

   + گل - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩