هیچکی مادر آدم نمیشه...

چند ماه قبل که پسرم ناگهانی خوردن پستونک رو رها کرد، من و همسرم خوشحال شدیم. به نظرمون رسید که زحمت ترک دادن پستونک کم شد!!

حالا بعد از چند ماه و در آستانه یک سالگی، پسرک دوباره طی یک اقدام ناگهانی و خودجوش اینبار شیر خوردن رو ترک کرده!! به عبارتی به جای اینکه من پسرم رو از شیر بگیرم، پسرم من رو از شیر دادن گرفت!!!

چهار روز قبل پنج شنبه صبح بعد از بیدار شدن جوجه خان اعلام کردند که شیر میل ندارند!! صبر کردم، تا عصر ولی فایده ای نداشت. تو این چند روز خیلی روشها رو امتحان کردم و جواب نداد. تنها راه باقی مونده دوشیدن شیر بود، دوشیدم و آقا حاضر نشدن از شیشه بخورن و فقط از فنجون خوردن!!

حالا انگاری کلا ترک شیر شده، پسرک مشغول خوردن شیر پاستوریزه شد. هدف از نوشتن این متن اعلام این خبر بود و ...

وقتی خبر شیر نخوردن پسرک پخش شد، هر کی چیزی گفت حرفهایی که بعضیهاش واقعا ناراحتم کرد. حرفهایی از کسایی که خیلی بهم نزدیکند ولی هر کدومشون بهم نشون داد چه قدر درکم نمیکنند. ولی...

یکی گفت: خوب میدونم چه قدر سخته، تو خیلی دوست داشتی به پسرت شیر بدی توی این یک سال هرکاری که لازم بود رو کردی ولی گاهی بچه ها خودشون تصمیم میگیرن یا ناگهانی تغییر می کنن، یه بچه هایی خیلی زودتر وقتی فقط چند ماهه هستن دیگه شیر نمی خورن، خوب فعلا چند روز براش شیر بدوش تا ببینی نظرش عوض میشه یا نه، اگه عوض شد که بهتر اگه نه، می دونم که شیر دوشیدن برات مشکل درست می کنه پس خودت رو عذاب نده. پسرت بیشتر از شیر تو به خودت نیاز داره. حالش خوبه، با دکترش صحبت کن که بهش شیر جایگزین بده و ...

گفت و گفت تا خیالم راحت شد، تا لبخند زدم و گفتم شنبه با دکترش صحبت می کنم. از نصفه حرفهاش داشتم به این موضوع فکر می کردم که هیچ کس مادر آدم نمیشه. هیچ کس نمیدونه دقیقا احساست چیه، چی می خوای و ...

   + گل - ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠