کتاب شناس می شویم و حرص در میاریم...

جوجه خان کتابهای تاتی را دوست دارد. فعلا دو جلد را بیشتر برایش نخوانده ام. چند شب قبل وقت خواب دراز که کشید و من شروع کردم به خواندن یکی از تاتی ها یهویی بلند شد و از اتاق رفت، من هم که فکر کردم هنوز می خواهد بازی کند و تصمیم به خواب ندارد صدایش می کردم. یک کمی بعد یکی از تاتیها به بغل برگشت، کتاب را داد به من و پیشم نشست. کتاب را باز کردم. اونی نبود که من داشتم از حفظ برایش می خواندم دوباره بلند شد و راهی شد اینبار با تاتی درست برگشت.

قربونش بشم، وروجک خان. گاهی بدجوری کفر در میاورد. این روزها مدت زمان نق زدنش خیلی زیاد تر شده. امروز صبح یک ساعت کامل گریه می کرد. هیچی هم نمی خواست جز اینکه بغل من شود. من هم کار داشتم و باید از خونه می اومدم بیرون امکان بغل کردن اونو نداشتم. گریه کرد تا ساعت 7:20 که از خونه اومدیم بیرون. بعد آروم شد ونزدیکای مهد تو بغلم خواب رفت.

رفتارهاش در حال تغییر است. مدل گریه کردنش، بهانه گیریهایش و ... نمی دونم از عوارض مهد رفتنه یا برای چند ماهه دشوار یک سالگی است. کتاب "همه کودکان تیز هوشند اگر..." توضیح داده که 12 تا 15 ماهگی رفتارهای تند از بچه ها سر می زند. امیدوارم گذرا باشد. تجربه ای اگر دارید خیلی خوشحال میشم که راهنماییم کنید.

پی نوشت: کتاب "همه کودکان تیز هوشند اگر..." نوشته میریام استاپرد و ترجمه سهراب سوری است. کتاب مفیدی است که از تولد تا سه سالگی برای هر سنی فعالیت هایی را برای کمک به جوانب هفت گانه رشد عنوان کرده است. به علاوه راهنماییهایی در زمینه اسباب بازی و ... هم در این کتاب می توان یافت.

   + گل - ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠