گرسنه

این کتاب نوشته کنوت هامسون است که در سال 1890 نوشته شده است.

اگر تصمیم به خواندن این کتاب گرفتید، خودتان را برای شهر و بسط ومفصل گرسنگی و اثرات آن در روح و روان و جسم آدم آماده کنید. (چیزی که قاعدتا از اسم کتاب هم انتظار می رود.)

کتاب داستان مردی است که از طریق نوشتن برای روزنامه امرار معاش می کند. اوضاع کاری مناسبی ندارد و در فواصل کوتاهی دوره های طولانی گرسنگی وحشتناکی را تحمل می کند که همه را نویسنده با قدرت بیان فوق العاده ای شرح داده است.

نویسنده از موضوع گرسنگی استفاده کرده و روحیات این بیگانه اجتماع را هم به خوبی تشریح کرده است. شخصیت اصلی داستان انسانی است با معیارهای اخلاقی خاص، با غرور و مناعت طبعی مثال زدنی که بر طبق اصول اخلاقی خود زندگی می کند.

مرد جوان چندین بار تا مرز جنون و مرگ پیش میرود و نهایتا نویسندگی را رها می کند و به سوی آینده ای می رود که اطمینانی از آن ندارد.

چند جمله از متن کتاب:

"تو گداتر از اونی که وجدان داشته باشی!!"

"تردیدهای ابلهانه و ملاحظات اخلاقی رو باید کنار بگذارم. من بالاتر از این چیزهام. باید با این شر و ورهای ابلهانه خداحافظی کنم. من نه قهرمانم و نه برده اخلاق، از این به بعد مطابق عقلم رفتار می کنم."

   + گل - ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠