بر ما چه گذشت...

سلام و سال نو همه مبارک

به صورت ناگهانی داستان رفتنم از تهران درست شد. آنقدر هول اوضاع پسرک بودم که زیاد توجهی نکردم از ذوق هوای خوب دارم وارد جایی می شود شبیه به شعب ابی طالب که به هیچ جایی دسترسی ندارم!!

اوضاعمان خوب است. پسرم از نظر جسمی فوق العاده سالم تر شده است. سرفه ها کاملا از بین رفته اند. شاید فقط سه روزی بود از تهران آمدیم که خوب خوب شد.

اما دسترسی به هیچ چیز ندارم. از همه دوستانی که در این مدت برایم کامنت مهربانانه گذاشتند ممنون. امیدوارم خیلی زود زندگیمان سروسامانی بگیرد. و در کنار بقیه کارهایی که می خواهم انجام بدهم (بعد از سروسامان گرفتن) به اینجا هم بیشتر سر بزنم.

علی الحساب با پسرکم سرگرمم بسیار و برای همسرم دلتنگم بسیار تر...

/ 7 نظر / 4 بازدید
مامانش

گل عزیزم واقعا دلنگرانتان بودم. خوشحالم که حالتان خوب است و زندگی به کام و پسرک سرحال! امیدوارم غمدلتنگیتونم به زودی زود به خوشی وصال ختم بشه. دوستتون دارم. تازه داشتیم حسابی دوست می شدیمهاااا! گذاشتین رفتین. دلمون براتون تنگ شده

مامانشون

سلام سال نوتون مبارک صد سال بهتاز این سالها خدا رو شکر که خوبید و روزگار بر وفق مراد است و حال پسرک کاملا خوب شده است[قلب]

مامان آرمان

امیدوارم حال ارين جون الان خوب شده باشه و مادر و پسر روزهای خوب و خوشی را بگذرانيد[قلب][ماچ]

مامان آرمان

کار خوبی هم کردی برای جابجایی مکان در حد رفتن از تهران ، سلامتی آرین جون مهمتر از همه چیزه....[ماچ]

مامان امیرسام

سلام خانم گل خوشحالم که سال نو رو بخوبی شروع کردی. مهم اینه که تو و پسرک حال خوبی داشته باشید حالا گیریم که در شعب ابی طالب باشد!!! امیدوارم به قولت عمل کنی و زودتر سروسامان بگیری. یعنی همسری پیشتون نیست یا موقته؟!؟!؟

مامان امیرسام

خانم گل سروسامان نگرفتی هنوز؟!؟!!؟ بیایم خودمان سرومان بدهیم ات[چشمک]